پدر و مادرای عزیز لطفا این جملاتو از طرف یه دوست داشته باشین

 

گاهی چه سخت می شیم

گاهی چه ساده همه چیز رو نادیده می گیریم

گاهی چه ساده پا روی هر اونچه که ادعا می کنیم از داشته هامونه می گذاریم

گاهی وقتا هنگ می کنم

گاهی می بینم که کسی که همیشه ادعا می کنه زن و مادر و همسر و پدر کاملیه بدجور تو زرد از آب در میاد

گاهی می بینم کسی رو که همسرش همیشه در حسرت یه بوسه داغ و نه از روی هوس صرف باقی می مونه

گاهی لجم می گیره از همه آدمای این دنیای لجن که حس می کنن همه آدما به صرف ازدواج کردن باید خوشبخت باشن .

گاهی می بینم کسایی رو که همیشه یه ( منِ بزرگ ) باقی می مونن و هیچوقت حاضر نیستن صادق باشن حتی با خودشون

گاهی می بینم آدمایی رو که بچه هاشون رو بهانه ای قرار میدن برای اثبات قدرتشون و البته وارد کردن فشار به کسی که زمانی اسمش همسرشون بوده

گاهی می بینم همسرایی که دیگه فقط همخونه هم هستن نه همسر و همراه و ...

گاهی می بینم طلاقهای عاطفی شکل گرفته ای رو که هیچ جا ثبت نمی شن و هیچ جای این قوانین احمقانه راجع بهشون چیزی نوشه نشده

گاهی می بینم بچه هایی رو که پشت پرده های اطاق و یا میون یه عالمه اسباب بازی رنگ و وارنگ و حتی اطاق های عریض و طویل قایم می شن و حتی اونها هم نمی تونن درد حرفایی رو که خیلی برای سن اونها بزرگه کم کنن

گاهی می بینم

گاهی می شنوم

گاهی آتیش می گیرم

گاهی می میرم

گاهی ته می کشم

گاهی ...

و الان یکی از همون لحظه هاست

از لحظه هایی که من دیگه هیـــــــــــــــــــــــــــــــچی نیستم

هیچی

پرم از خالی

کاش بدونیم گلهایی رو که بعد از چرخش ابر و باد و مه و خورشید و فلک و به این زحمت به دست آوردیم ، و حتی توانایی بازسازی یه تیکه از ناخونشون رو هم نداریم چقدر دارن از رفتارهای احمقانه ما مدعیان بزرگی عذاب می کشن

برای خودم متاسفم

برای هلنم

برای اون که همه زندگیمه

و عجبم

که این همه درد هست ، این همه انگیزه هست برای نبودن ، این همه دلیل ، این همه دل ، این همه حس

این همه هست برای نبودن و من باز هم هستم . که خدایی که همیشه هست و همیشه خوب می دونه چطور با دادن اون هدیه  باز هم منو به موندن مجبور کنه

و چه اجبار شیرینی

و در انتها مواظب افکارمون و گفته هامون باشیم 

مواظب حرفی که که میزنیم و دلی را پر از آشوب میکنیم 

مواظب کلماتی که درمقابل هم بکار میبریم چرا که انسانی که در مقابلمان ایستاده در مرحله اول یک انسان و در مرحله بعدی کسی است که روزی با احترام به او گفته ایم دوستش داریم و پدر یا مادر فرزندمان است.

 

 

 

/ 47 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قصه های من و دخترم عسل

سلام به شما نازنین ها بالاخره توانستم وبلاگ رو از دست پدر عسل کوچولو دربیارم به من و دخترم هم سر بزنید خوشحال میشیم http://parizadiran.persianblog.ir/

مامان ارمیا

مامانی هلن عزیزم سلاممممممممممم قربون دل مهربونت برم زودی اپ کن که دلم برات تنگیده ها نمی خوای که تا ارمیا بیاد اپ نکنی؟ هلن ناز منو ببوس.

zari

salam khanoomi khobi golam?? man baz up kardamo hamchenan montazere hozore sabzetam rasti in axe kiye gozashti oon gooshe??? [قلب][گل]

سعید رضا خساره

با درود بهترینها رو برات آرزو میکنم گرما را وقت سرما یاد کن آدیوس

لیلا

سلام عزیزم این حرف دل خیلی از ماهاست خیلی زیبا بیان کردی ممنون که بهم سر زدی عزیزم موفق باشی [لبخند][گل]

پیر مرد

درود بر تو از شاپرک به مادر یکتا و محمد سرک کشیدم و از آنجا به کلبه ی تو دختر زیبایی داری و ناز از اون دخترایی که اگه تو خیابون ببینمشون حد اقل بیست دقیقه کل همراهانش رو معطل میکنم تا باهاش بازی کنم. حرفهایی که زدی واقعیت محض ولی واقعیت برای انانهایی که تمام عمر تصویر دروغ برای خود میسازند زشت و سیاه و نا مفهوم اما حقیقت حتی در سیاهی محض زیباست مثل دختر سیاهژوست در قبیله ای در قعر قاره آفریقا که زیباترین زن دنیاست برای معشوقه اش چون اون عاشق درون پوست نه خود پوست. همیشه شاد باشی دختر گلت رو 3 تا ببوس و 2 تا لپش رو بکش طوری که دردش نیاد و یه دونه سرش رو ببوس تا همیشه سر بلند باشه شاد زی

آرزو

سلام ممنون که بهم سر زدی معلومه که دلت مثل من خیلی گرفته وخیلی حرفا واسه گفتن داره اما همان بهتر در پس پرده بماند . خیلللللللللللللللی داغونم

سارا

سلام مامان هلنمن سارام 20 ساله این پست اخرت خیلی قشنگ بود (مواظب حرفی که میزنیم باشیم حس قشنگی داری من عاشق بچه ها و احساست پاکشونم وای که چقدر دلم واسه کوچیکیم تنگ شده خیلی زود دیر میشه خوش به حال هلن که مامان به این خوبی داره کاش هیشه قدرش و بدونه