مسافرتهای خانوم کوچولو

سلام به همه دوستان گلم که همیشه منو شرمنده محبتشون میکنن.خیلی وقته نبودم دلم برا همتون تنگ شده بودمیخواستم با انرژی برگردم باز بنزینم کم شده بودچشمکچقدر خوبه هلنو دارم .حالا یه خورده از وقایع رو بنویسم اول اینکه خانومی من خیلی شیرین شده وقتی خیلی اذیتم میکنه میگم دیگه مامانت نمیشم زود میاد بوسم میکنه به دایره لغاتش هم اضافه شده

عمو = عممو

خاله= آله

آب با = آب بازی

قاقا= دادا

جیش = جیس

همه اعضای بدنشو نشون میده وچند قدم تنبل خانوم میره و میوفته.١ دندون دیگه از پایین داره در میاره پیش ٢ تا دتدون دیگه

1 مهر رفتیم تهران و تا 10 مهر اونجا بودیم ...

22 مهر رفتیم کیش خیلی خوش گذشت البته روزایی که می خواستیم برا خرید بریم اوضایی بود از mother care براش خرید کردم سر فرصت عکسشو میذارم یه روز کلا با هلن رفتیم پلاژ اولش خیلی ترسید جیغ و داد می خواستم برگردم هتل  بعدش ماهیهارو دید که از رو دست و پاش رد میشن کلی حال کرد از صبح تا عصر اونجا موندیم خلاصه 2 تایی روزای خوبی رو گذروندیم این روزا اکثر روزامو با هلن میگذرونم  کلاسامو کم کردم دلم میخواد لذت مامان گفتناشو خوب بچشم .

/ 36 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگار مامان سياوش

به به چه عجب مامان گل!دلمون تنگ شده بود براي هردوتون..قربون اون شيرين زبوني هاش برم من.ببوسش و هميشه به سفر.الهي هميشه خوش باشيد.

مامان مانلی

بابا چه عجببببببببببببببببببببببببببببببببببب. امیدوارم خوب و خوش باشید و همیشه درسفر . دندون های این عسل خانم مبارک.

مامان مانلی

بابا چه عجببببببببببببببببببببببببببببببببببب. امیدوارم خوب و خوش باشید و همیشه درسفر . دندون های این عسل خانم مبارک.

مامان هستی

خوشحالم از اینکه بلاخره از خوشی های زندگی ات نوشتی ببخشید که وقتی تهران بودی من نبودم تا گذشته هارو زنذه میکردیم هلن رو ببوس هزارتا اگه تماس نمی گیرم نمی خواهم مزاحم شوم ولی همیشه به یادتون هستم

رادین کوچولو

چه خوب رفتین مسافرت من خیلی دلم میخواد برم مسافرت ولی رادین هنوز کوچیکه میترسم اذیت شه خانوم کوچولو را ببوسید و چند تا عکس بزارید تا ببینیمش [گل]

سحر

این آقایون انگار هیچوقت بزرگ نمیشن[چشمک]

قلب زخمی

خیلی قشنگ مینویسی مامی هلن........باورکن منم بچه خیلی دوست دارم خیلی..............