هر لحظه دارم گناهکارتر میشم

دارم خیانت می کنم ... به روحم ... به جسمم ... به حسم ... به شعورم ... به قلبم


نمی دونم  ... همه ی لحظاتم پر شدن از تردید

قدرت تشخیصم رو از دست دادم و خودم هم در حالِ از دست رفتنم .

متاسفم ... فقط همین

...

من نمی خوام قربانی باشم ... نمی خوام قربانیِ بازیِ بچه گانه باشم ...

نمی خوااااااااااااااااااااااااااااااااااام

این نخواستن داره برام گرون تموم میشه ... به هر چیزی چنگ می زنم ... بدونِ هیچ شوقی ...

..

کاش می شد راحت نوشت ... فریاد زد ...

ولی ...

حالم خوب نیست ... انگار در برزخ رهایم کرده اند ... تنها ... بی هیچ نوری ...  بی هیچ فرشته ای

...

بگذریم ... از حالِ مزخرفِ من بگذریم

/ 0 نظر / 11 بازدید