روزها رفتند و من دیگرخود نمی دانم کدامینم آن من سرسخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم

 

باید کور باشی و کر ...

برای بودن , برای ماندن , برای آسیب ندیدن , برای تحمل کردن ...

...

 من دختر قوی ای هستم .

ولی دیگه شونه هام خسته شدن .

کاش می فهمیدی ... کاش می فهمیدین ...

دلم می خواد تو قطره هایِ بارونِ پاییزِ امسال غرق بشم و برم ...

برم ...

برم  ...

برم ... به یک جای دور ... خیلی دور ...

 جایی پر از ناشناسی ... آسودگی ... رهایی ...

 بی فکر ... بی هیاهو ...

...

شاید ... روزی ...

با بهاری  ...  باریده بشم ...

خوشحال ... بی دغدغه ... در آغوشِ گرمش ...

 پ.ن

هلنم اگه دردت میاد... من بیشتر دردم میاد.... خیلی بیشتر....

/ 7 نظر / 30 بازدید
مریم

سلام خوبی عزیزم ...به من سر نمیزنی ..چرا؟؟

یه زن

عزیزم چیزی ندارم بگم جز اینکه از خدا بخوام آرامش و بهت برگردنه

مامان ارمیا

مامانی سلام آخه چرا؟ چرا دلت گرفته؟ به خاطر هلن خوشگلمم که شده باید دلتو سبز و بهاری نگه داری می دونم یه سری مشکلات اسمشونم آدمو خم می کنه اما تو مادری و هیچ نیرویی تو جهان هستی بالاتر از نیروی مادر نیست به این فکر کن که بار رو شونه هات که کم کم دارن خستت می کنن توشه خوشبختی آینده دختر خوشگلمونه من هلنو عاشقانه دوست دارم حسی که متعلق به کسی نیست پس به خاطر اونم که شده سبز باش و گرم اونقدر گرم برای ادامه راه خوشبختی هلن که از گرمات بسوزن همه اونایی که نمی فهمن تورو. [ماچ]

مامان ارمیا

چرا دو هفتس نیستی وای بازم سلام یادم رفت سلام دلم اب شد واسه دیدن هلن نانازم به منم سر بزن

لیلی

عزیزدلم انشالله که هیچوقت تو و هلنم درد نکشید!نوشته هات بسیار زیبا و تامل برانگیزه!

لیلی

عزیزدلم انشالله که هیچوقت تو و هلنم درد نکشید!نوشته هات بسیار زیبا و تامل برانگیزه!